حسن حسن زاده آملى

394

نصوص الحكم بر فصوص الحكم (فارسى)

قال به حكم الله و حكم داود فاذا ورد علينا الشى الذى ليس عندنا تلقانا به روح القدس . و در حديث ديگر از جعيد الهمدانى عن على بن الحسين عليهما السلام قال سألته باى حكم تحكمون قال حكم آل داود فان اعيانا شى تلقانا به روح القدس . در مباحث گذشته دانسته اى كه انسان حقيقت واحده ذات مراتب است النفس فى وحدته كل القوى ، پس پنج روح كه در سابقون است ، مراد اين نيست كه پنج روح متعدد در ايشان باشد زيرا كه ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ ( احزاب 5 ) ، بلكه يك حقيقت واحد ذات م‌راتب است كه باعتبارات و جهاتى اسامى گوناگون به او داده مىشود . حديث شريف كميل از اميرالمؤمنين عليه السلام راجع به اقسام نفس ، در اين مقام در دلالت به مقصود به كار آيد ( حديث اول از چهل حديث در معرفت نفس كه نكته هزار و يكم هزار و يك نكته است ) . غرض اينكه كه جميع افعال و اقوال و احوال ناشى از همان يك حقيقت است كه مى گويد : من رفتم ، و من طاعت خدا كردم ، و من خوف خدا دارم ، و من معصيت را ناخوش دارم ، و من ايمان بغيب دارم ، و من اكل و شرب دارم ، و من عدل و داد مى كنم ، و من عالم به همه اشياء از تحت العرش تا تحت الثرى هستم . و اين روح القدس كه در مقربين است همان قوه قدسيه است كه فارابى و ديگر حكماى الهى گفته اند : النبوة تختص فى روحها بقوة قدسية . يعنى اين روح القدس مرتبه عالى جان ايشان است نه اين كه مراد از آن جبرئيل عليه السلام بوده باشد . اگر چه روح القدس يكى از اوصاف امين وحى الهى جبرائيل عليه السلام است قل نزله روح القدس من ربك بالحق ( نحل 103 ) و بدين معنى در روايات بسيار آمده است جز اينكه در احاديث روح نبوت به روح القدس تعبير شد و وجود نفسى جبرئيل عليه السلام نيز روح القدس است تا بدانى كه